خلاصه تحلیلی مقاله : عملکرد و مدیریت عملکرد

مدیریت عملکرد نمی تواند از سایر وظایف بخش عمومی جدا باشد. یکی از خصوصیات اصلی مدیریت عملکرد در دوران فعلی، رشد بی سابقه این مقوله در جوامع مختلف می باشد. مدیریت عملکرد به عنوان عاملی دگرگون شده و متفاوت که حاوی اندازه گیری های پیچیده تری است ، مطرح می باشد.

در دهه ۱۹۹۰ توجه دولتها رو به سوی عملکرد بوده است و واژه “اگر نتوانید بسنجید، نخواهید توانست مدیریت نمایید” بدل به یکی از واژه های رایج دوران خود شد. طی ۱۵ سال گذشته در مدیریت دولتی، دو واژه بسیار مطرح بوده است. عملکرد و بازار.

واژه مدیریت عملکرد شکل دهنده هسته اصلی مدیریت عمومی ، علی الخصوص مدیریت دولتی نوین بوده است. علی رقم این مسئله سه انتقاد کلی به مدیریت عملکرد وارد می باشد. اول اینکه اجرای ناقص و ضعیف مدیریت عملکرد، آن را بدل به یک امر فرمایشی و نمایشی می نماید. در ثانی ، مدل های عقلانی مدیریت عملکرد مدیران را در تنگنا قرار داده به نحوی که نمی توانند در شرایط غیر منتظره واکنش نشان دهند فلذا این مدل کارا نمی باشد. ثالثاً به دلیل عدم شفافیت در نحوه سنجش عملکرد ، این مدل باعث ایجاد سردرگمی می شود.

عملکرد واژه ای فراخ تعریف می باشد. به نحوی که مقولات اصلی مدیریت دولتی ، مانند کارآیی، اقتصاد و عدالت در آن قابل تعریف است. جنبه های مختلف عملکرد توسط تالبوت به صورت پاسخگویی، انتخاب کاربران، خدمات مشتریان، اثر بخشی، کارایی و نتایج، تخصیص منابع و خلق ارزش های عمومی تعریف می گردد.

در بررسی دیگر توماس به بررسی واژه سنجش عملکرد می پردازد و آن را تولید ، جمع آوری ، تحلیل ، گزارش کردن و استفاده از داده های مربوط به عملیات بخش عمومی و برنامه های عمومی تعریف می نماید. مدیریت عملکرد امروزه در کنار دیگر رویه های شناخته شده مدیریت مانند مدیریت منابع انسانی، مدیریت استراتژیک و مدیریت مالی به صورت مجزا شناخته می شود. مدیریت عملکرد در باره سنجش و مدیریت است. همچنین در باره اطلاعات و عملیات یک سازمان که شامل قبول مسئولیت در قبال عملکرد یک سیستم و پاسخگو بودن در قبال نتایج آن می باشد.

هدف از مدیریت عملکرد، تسهیل نیل به اهداف و پیامد های مورد انتظار یک سازمان دولتی می باشد. نتایج و اهداف در مدیریت عملکرد می تواند شامل رسیدن به اهداف استراتژی های یکپارچه، استفاده از مدیریت عملکرد، مسئولیت پذیر و پاسخگو بودن در قبال عملکرد و ارتباط مؤثر عناصر فردی و سازمانی می باشد. هنگامی که از سنجش عملکرد سخن به میان می آید، در واقع از واژه ای خاص که به اهداف و تکنیک ها اشاره دارد یاد می شود.

معمولا کتب مختلفی که در مورد مدیریت عملکرد صحبت کرده اند ، آن را در سه قالب کلی بیان نموده اند. قالب اول مدیریت دولتی به صورت عام است با ارجاعاتی به عملکرد. دسته دوم در خصوص سنجش عملکرد سخن گفته اند. گروه دیگر در مورد کارکرد های مدیریت دولتی با ارجاعاتی به عملکرد سخن به میان آورده اند. تحلیل مدیریت عملکرد به دو گونه است. اول تبیین اجزاء مدیریت عملکرد و روابط آن و دوم نحوه استفاده از آن در کشور های مختلف. سه عنصر مختلف در فضای این موضوع قابل تشخیص است. اول اندازه گیری عملکرد بدون مدیریت آن. سپس مدیریت عملکرد در رویه هایی خاص و نهایتاً مدیریت عملکرد.

بدین صورت می توان مدلی چهار بخشی از عملکرد را عرضه کرد. هر سازمان می تواند تحت یکی از عناوین ذیل مطرح شود. مدل سنتی و ماقبل عملکرد، مدل اداره کردن عملکرد، مدیریت عملکرد های گوناگون و در پایان مدیریت عملکرد که در ادامه به شرح این چهار مدل و مقایسه آن خواهیم پرداخت.

در مدل سنتی، سنجش به صورت خودآموز صورت می گیرد و انسجام و کاربردی وجود ندارد. از محدودیت های این مدل، ناآگاهی کاربردی آن می باشد. در مدل اداره عملکرد، اندازه گیری به صورت ثبت اطلاعات اداری است. انسجام داده ها بسیار کم و استفاده از آن ها بسیار محدود است. از محدودیت های این مدل می توان به تک منظوره بودن استفاده داده ها در آن استفاده کرد. در مدل مدیریت عملکرد ها جهت سنجش عملکرد، از سیستم های تخصصی اندازه گیری عملکرد بهره برده می شود. این اندازه گیری ها در سیستم های مختلف برای رویه های خاص مدیریتی مورد استفاده قرار می گیرند. از محدودیت های این سیستم می توان به عدم انسجام داده های آن اشاره کرد. در مدل آخر، تحت عنوان مدیریت عملکرد، از یک سیستم سنجش عملکرد سلسله مراتبی استفاده می شود. این داده ها به صورت سیستمی یکپارچه مدیریت می شوند. نحوه استفاده از آن نیز به صورت منسجم، جامع و استوار است. از محدودیت های این مدل، سازگاری و پیچیده بودن آن است.

کشور های مختلفی را می توان به این مدل اختصاص داد. مثلاً یونان در گروه سنتی قرار می گیرد. فرانسه و آلمان تحت مدل اداره عملکرد اداره می شوند، کانادا ، هلند و آمریکا در مدل مدیریت عملکرد های گوناگون قرار می گیرند و انگلستان و استرالیا به دلیل داشتن نظام جامع مدیریت عملکرد، در این مدل جای می گیرند. در این سه مدل آخر به ترتیب سنجش عملکرد، ادغام اطلاعات و استفاده از آن قوت می گیرد.

اگر بخواهیم در مورد کشورمان ایران نیز قضاوتی داشته باشیم، می توانیم آن را در مدل اداره عملکرد جای دهیم. زیرا وقایع عملکردی در ایران ثبت می شود ولی معمولاً استفاده چندانی نمی گردد.

جهت پیادی سازی مدیریت عملکرد در چهار چوب سیاست های یک سازمان باید به چند نکته توجه نمود. نیاز ها باعث ایجاد اهداف و سیاست ها در سازمان می شود. برای رسیدن به این اهداف سیاسی، اهداف عملیاتی طرح ریزی می گردد. برای رسیدن به اهداف عملیاتی نیاز به استفاده از منابع مختلف سازمان است. مباحث مربوط به کارایی در بخش استفاده از منابع مطرح می شود. برای تبدیل منابع به خروجی ها از فعالیت هایی استفاده می شود که این فعالیت ها نیز به نوبه خود به خروجی منجر می گردد. مباحث مربوط به اثر بخشی و میزان آن نیز در این قسمت مطرح است.

در بعد کلان مسائل مربوط به اقتصاد بر روی منابع و ورودی های مدل و شرایط محیطی نیز بر نتایجی که خروجی سازمان دارد اثر می گذارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *